مؤلف مجهول / قدرى
مقدمه 34
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )
ه . ق . / 1620 ميلادى ، محمود شاه فرزند فيروز شاه متوفى در ذيقعده 1019 هجرى قمرى بوده است . چنانچه سرايندهء داستان جرون از جزئيات داستان و رويدادها اطلاع كافى داشت ، چنين اشتباهى را مرتكب نمىشد و اين امر دليل ديگرى است بر اين كه داستان جرون را مبتنى بر شنيدهها و يا روايتى از زبان ديگران بدانيم ، در حالى كه در جنگنامهء كشم چنين اشتباه فاحشى به چشم نمىخورد و افراد و شخصيتها منطبق با واقعيتها ذكر شدهاند . از طرف ديگر بنا به اتفاق تمامى منابع ، نيروى دريايى انگليس در فتح قلعهء قشم و هرموز شركت داشته و طى اين نبرد ، كاشف معروف خود « بافين » را نيز از دست داده است . شركت نيروهاى انگليسى در جنگنامهء كشم ذكر شده و در دو جا با نام انگريز از آنها ياد مىشود در حالى كه سرايندهء داستان جرون ، نامى از نيروهاى انگليسى چه در فتح هرموز يا فتح قشم نمىبرد . اينها شواهد و دلايلى است كه ما را در يكى بودن سرايندهء دو منظومه به ترديد مىاندازد و لزوم بازنگرى هر دو متن و مقايسه آن را بيش از پيش ضرورى مىسازد . لذا سرايندهء اين دو منظومه شخصى واحد نيست و نمىتوان تنها به دليل تشابه سبك سرودهها و يا كاربرد واژههاى مشابه در متن ، كه در آن دوره كابرد وسيع و همگانى داشته و استعمال مكرر آنها در منظومهها و روايات مختلف امرى عادى تلقى مىشود ، چنين نتيجهگيرى نمود كه هر دو منظومه اثر قدرى ( شيرازى ) بوده است . اهميت تاريخى منظومه « جروننامه » منظومهء داستان جرون اگرچه از لحاظ ادبى ارزش خاصى ندارد . اما با توجه به كمبود شديد منابع تاريخى به ويژه از مورخان داخلى پيرامون تحولات سياسى - اقتصادى خليج فارس در قرن يازدهم ، همزمان با پايان سيطره پرتغالىها در هرموز و آغاز ورود گسترده اروپاييان به راههاى دريايى منطقه ، اين منبع منحصر و منظوم از اهميت بسزايى برخوردار مىشود . در مورد جنگهاى دريايى ايران در قرن يازدهم اطلاع ما اندك و در